تبليغاتX
اثیرهای دست ساز
بزن باران
آقا اوضاع قاراش میش است،بچه ها ی بسیج دانشگاه امیرکبیر طی نامه ای که مستقیما به سایت رجانیوز ارسال کرده و یکی هم رونوشت کردن به هاشمی شاهرودی اونم با ذکر جهت اطلاع تهدید کردند!!!(البته طرف تهدید هنوز مشخص نیست)

در این تهدید آمده است که اگر شما قصابان و توکلی  و موسویان و غیره را نکشید خود ما در راه منزل به خود خمپاره می بندیم)البته همون نارنجک) و به روی آن ها می پریم و حالا نزن کی بزن!!!

اصلا در جاهایی از نامه اومده که گوش بریده ی اون ها رو برای عبرت می اندازیم تو الکل و می گذاریم در سر در خیابان رشت دانشگاه امیرکبیر تا عبرت این قرتی ها بشود،اصلا تا حزب مشارکت هم که راهی نیست می رویم و آن ها را ادب می کنیم و بعد هم جون هاشمی (البته ثمره رو عرض کردند!!!) اگه نکشیشون می آییم داش هاشمی(اینبار شاهرودی رو عرض می کنند!!!) عمامه ی خودت هم بر می داریم و خلع لباس می کنیمت!!!

اصلا به تو چه ما می خوایم خودمون قوه قضائیه رو با دستور حاج خانم رجبی و مشاور کبیر رامین و این ها راه بندازیم!!!

و الا ماشاالله...!

قصه ما به سر رسید

پایین اومدیم دوغ بود!

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 2:11 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

در این ۶ ماه اخیر که دولت با اقدامات عجیب و غریب مردم را به ورطه ی نابودی کشید،به نظر می رسید اقبال اصلاح طلبان بیش از پیش شود.

در نظر سنجی های که کمابیش در سایت های وابسته به اصلاح طلبان پخش شده است،اصلاح طلبی هنوز یاران قدیمی خود را از میان مردم دارد،اما به نظر می رسد نیروهایی که در هر انتخابات منتخبین خود را بر می گزیدیدند این بار نشسته اند منتظر این هستند که شاید نتیجه عدم شرکت در انتخابات را امتحان کنند،و به درستی که این تصمیم باعث شکست اصلاح طلبان خواهد شد!!!

شاید بسیار زود باشد برای ارزیابی این نظرسنجی اما از نگاهی موشکافانه تر با این نتایج شاید باید به فکر نوع دیگری از تبلیغات برای برگرداندن به صحنه مردم و نیروها باشیم.

فرضیه دیگر این را بیان می کند که شاید ترس و عدم اعتماد مردم به نظرسنجی ها در ایران این تنیجه دور از انتظار اصلاح طلبان را باعث شده است،مردم که از هویت سئوال کننده بی اطلاع هستند به منظور پیش گیری از عواقب بعدی مخالفت با حکومت، در گزینه های خود رعایت تمام احتیاط را می کنند.

و فرضیه آخر شاید چند دستگی که در میان نوع انتخاب ها است و چند پارگی اصلاحات که از هدیه های اصلاح طلبان نوپاست  بیشترین ضرر را به انتخابات و نتایج آن برساند!!! همان اتفاقی که در انتخابات ریاست جمهوری افتاد و آرای هاشمی و معین  پخش شد که می توانست با کناره گیری هرکدام از طرفین نتایج را کاملا برعکس کند،عجیب که کروبی بزرگ هنوز دست از جدایی طلبی با این تجربه تلح برنداشته و با آنکه با رسانه ای که در دست دارد می تواند کمک شایان ذکری به اصلاحات کند اما کوس جدایی را برداشته و باز هم می خواهد تجربه تلخ شکستی دوباره را نصیب این مردم کند!!!

هر سه فرضیه که مورد بحث می تواند باشد،باید در این ۳ ماه باقی توسط بزرگان اصلاحات موشکافی شود و پیش از بیماری به فکر معالجه بود!

+ نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 1:37 بعد از ظهر  توسط حامد  | 

بین خبر های کم و زیاد و قشنگ و زشت و سیاسی و اجتماعی و ... داشتم دنبال خبر می گشتم،تا چشم به اسم اعتماد ملی خورد،حزبی آروم ولی پر سر و صدا...!

این ائتلاف جدید هم که طرح نویی از سوی کروبی ها(حاج خانم و حاج آقا) البته با راهنمایی های شیخ الشیوخ منتجب نیا و نویسنده ی بزرگ نامه های فوق محرمانه گرامی مقدم بوده است!

حالا دور از شوخی های متداول یه تحلیل می شه این باشه که اعتماد ملی به قدرتی برابر تمام نیروهای حزبی ایران رسیده که به این راحتی دست به کار ائتلاف (البته با گروه هایی نامعلوم) ساختن می شود.

دومین تحلیل اینکه مشارکت به آن اندازه بزرگ است که به واسطه حضور این حزب در ائتلاف اصلاح طلبان اعتماد ملی این ائتلاف را تحریم(درست شنیدید تحریم) می کند!

سومین تحلیل اینکه سعید خان ها در مشارکت(آن هم از نوع نور دارها)بسیار تاثیر شگرفی در جنب و جوش ها در حزب نوپا و تازه کار اعتماد ملی داشته است!

چهارمین تحلیل اینکه بالاخره چهره تمامیت خواه و قدرت طلب بعضی افراد در صدر حزب اعتماد ملی بیشتر نمایان می شود.

در آخر هم شاید شیخ الشیوخ و نویسنده بزرگ می خواهند جای در مجلس پیدا کنند!!!

+ نوشته شده در  شنبه 24 آذر1386ساعت 1:42 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

به نام او که بازگردندگان را می بخشد!!!

باز هم آمدم،اصلا می دونید موضوع چیه؟من باید دانشگاه ها شروع بشه یه دو ماهی هم بگذره تازه بفهمم یه بلاگی هم دارم!!!

بالاخره حالا که اومدم ،بزار خودم و بزنم به اون راه و حرفم رو بزنم دیگه...اوضاع کشور خوبه و سلام می رسونه،اوضاع منم خوبه و هوس عاشقانه نوشتن ندارم...دیگه چی؟آهان...

از دانشگاهمون بگم،آزاد واحد تهران جنوب...جای شما خالی نباشه،بوفه نداریم،پول نداریم،درس نداریم،دانشگاه نداریم،جاش یه پرچم آمریکا و اسرائیل داریم وسط حیاط که هر روز صبحونه نخورده و ناشتا باید از روش رد بشیم،نمی دونم کی کشیدتش ولی خدا خیرش بده،مرگ بر آمریکا که کافی نیست!!!

آره آقا اوضاع از این قراره که از یه ماه پیش طبق قرارداد دانشگاه ما به فرموده بسیج محترم دو عدد پرچم آمریکا و اسرائیل کشید وسط حیاط...حالا این کار تو این محیط و این مکان که همه بهش اعتراض دارن و میگن کاری غیر فرهنگی و خارج از شان دانشگاه است درست بوده یا نه بماند ولی احتمالا مراسم رقص و پایکوبی در وسط حیاط و بطور تصادفی بر روی پرچم ها امروز یا ۱۳ آبان برقرار می باشد

حضور شما مسبب شادی روح نرفته سعید حجاریان،معصومه ابتکار و باقی بازماندگان آن ماجرا می شود!!!

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 9:3 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

آرام و بی صدا سر در سکوت شب فرو می بری،قلب کوچکم که نای شکستن ندارد سخت در تلاطم گذشته ات می زند!

شازده کوچولوی نازم،ستاره نشین مهربانم،دستهای حسادت چشمانم را گرفته و امشب نمی توانم پاکی آسمان را از زیر ابرهای نفرت از تلخی خاطرات بنگرم...!

پاکیزه و منزه از هر گناه،نازنین...دستانت را می بوسم،می بویم دو چشمت را،آن چشم هایی که گرد طراوت و تازگی بر بدن فرسوده و خسته ی من می پاشد!

چه آرام خوابیدی و چه مهربان دستان کشیده ات به نشانه ی پایان این شب،باز سینه آسمان را در هم درید،اما من هنوز در فراقت چشم بر راه بازگشت دوباره ات که بیایی و در این تاریکی برایم رازقی های عاشق و ارغوان های شاداب بیاوری که باور کنم چه عاشقی،چه مهربانی و چه ...!

چه سرد است در فراقت این شب تاریک با این همه ستاره های آبی که هیچ کدام به قدر تو پاک نیستند و به اندازه ی تو صمیمی،سخت امشب دلتنگت شده ام،شاید هراس از دست دادنت دوباره قلب عاشقم را زنهارمی زند،شاید دوباره آواز نبودنت برایم سخت آمد و مرگ لحظه های بی تو بودن ناقوس کلیساها را در گوش هایم به صدا در آورد؛

دستانم سخت سرد و سفید و کرخت شده اند،در انتظار خونی که تو به آنها اهدا خواهی کرد با آمدن دوباره ات،ثانیه می شمارند...چشمانم از زشتی این فاصله به اشک افتاده اند و قلبم در تلخی نداشتن قلبت به ضربه با من نجوا می کند از تو،از قلبت،از آن همه قرمزی و شادابی که باز هم باید دوریشان را تحمل کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 تیر1386ساعت 2:7 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت تمامی بینندگان گرامی،حالتون چطوره؟خوب که هستید ما رو نمی بینید؟والا ما هم در گیر امتحان ها شدیم خواستیم درس بخونیم که یکدفعه دیدیم درس هم نخوندیم،نمی دونیم چی کار کردیم ولی خوب کارهای مفید انجام شده ای هم داشتیم.خوب به بررسی لحظه لحظه اخبار می پردازیم،حال مشروح اخبار...؛

رهبر معظم انقلاب اسلامی و کل مسلمانان جهان فرموده اند که این انقلاب بر پایه جسارت بنا شده و در دوره های قبل تا حدودی این جسارت در کار دیده نمی شد که دولت کنونی جسارت را تمام کرده در حق این انقلاب!!!بعید نیست برق و آب و گاز رو هم سهمیه بندی کنن بعد بروند از ونزوئلا و بولیوی بیارن،البته از کارهای رئیس جمهور محترم جسارت می بارد به راحتی یک سازمان 60 ساله به باد فنا گرفته می شود و ... البته باز هم احمد شاه بود،محمد شاه بود یکی از اون ها از این محمود شاه ما شجاع تر بود چون اون دیگه مجلس و به توپ بست،این بیچاره که فقط می بنده و اسم تغییر می ده!

برادر زیبا کلام اف،برادر نچفی رئیس اف در یک سو و برادر عبدالکریم سروش اف از سوی دیگر... کشتی بین دو بازیکن قزاق با یک بازیکن گرجستانی،مثل اینکه عقده گشایی گذشته است،اگر سروش اف هم مثل نبوی اف در روز 2 خرداد بابت انقلابی به بزرگی فرهنگی عذر می خواست این مسائل پیش نمی اومد،مثل اینکه عینک زیبا کلام اف افتاد!!!معلوم نیست چه خبره که این وسط نجفی رئیس اف هم وارد می شه و ...؛

سهمیه بندی بنزین،برگ درخشان دولت نهم؛در این کلمه که هیچ کس بحث نداره،خدا وکیلی خود رضا خان هم نمی تونست یه جوری بنزین و سهمیه بندی کنه که نماینده های مجلس هم ندونن که قراره فردا با کارت سوخت بنزین بزنن،تازه عمرا اگه می تونست 400 لیتر واسه 4 ماه و پیش پیش بده،اصلا ما که مشکل بنزین نداشتیم می خواستیم 4 ماه 4ماه پیش پیش به مردم بنزین بدیم؛ببخشید راستی شد 6 ماه،بعید نیست تا آخر سال به 12 ماه هم برسه،البته باز هم خدا کریم هستش و احمدی نژاد مامور کرم الهی؛

خاتمی پاینده،رئیس جمهور آینده؛سید جون حامد گولشون و نخوری،بابا این ها همون ها هستن که می رفتی می گفتن خاتمی پیپکاجکی،خدائی اینا حقشون همین محمود 159 سانتی که بره و گاوبندی رو اسمش رو عوض کنه و مردم و به جون هم بندازه!!!داش محمد به خدا این هایی که می بینی سرابه اصلا کی دیدی این مردم پای حرفشون بمونن؟خدا وکیلی از کوفه ای ها بدترن،اگه تو بنزین و سهمیه بندی می کردی احتمالا می اومدن تو پاستور می کشتنت،بازم خوبه داش محمود این ماموریت خطیر و انجام داد،اصلا می خوای یه کاری کنیم دیگه تو شیراز نرو،اصلا اونجا حافظ اینا هستن فضای عاشقانه است ،مردم از سر هوس حرف می زنن...؛

بسیاری از این نمونه ها بوده است؛این قسمتی از بیانات پدر بزرگوار ایران و بلکه پادشاهی هخامنشی است که در نمازجمعه خطاب به مردم فرموده است که شخصی می گفت در تاکسی نشسته بودیم و راننده می گفت که ماردم که فوت کرده به خوابم آمده و گفته که به احمدی نژاد رای بدهم،عجیبا قریبا،به نظر می رسد که دیگر قرار است به مردم ما هم وحی شود،همگی به درجه پیغمبری رسیده ام!!!شاید این جمله توضیحی نداشته باشد،فقط کاش تعبیر خواب هم داشتیم ...!البته هم میهن توقیف همیشگی هم درباره اضغاث الحام چیز هایی نوشته بود که شاید به همان دلیل درب مجله را تخته کردند؛

هم میهن بسته شد؛احتمالا به زودی هم شرق بسته شد،اعتماد ملی بسته شد،کارگزاران بسته شد،کیهان تیراژ را بالا برد!!!هم بر روی تلکس های خبری می آید،البته در تحلیل می تونیم دلابل زیر را ذکر کنیم:1)به دلیل چاپ عکس تمام قد از پدر جنتی در روزنامه دوم(نه روزنامه اول!) 2)به دلیل چاپ عکس های موهون از محسن میردامادی و چاپ عکس بی جوراب از باهنر 3)حضور برادر ملحد و کافر و دانشگاه آزادی قوچانی 4)حضور چندین شبه مشارکتی در کنار چندین شبه کاگزارانی و غیره در یک جا در کنار هم که از سرطان برای انقلاب پاینده ما بدتر است

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 تیر1386ساعت 9:21 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

امروز که بیش از 3 هفته از اجرای طرح امنیت اجتماعی می گذرد،شاید بیش از نیمی از مسئولان نیروی محترم انتظامی هم به این نتیجه رسیده اند که اجرای طرح های ضربتی و یک شبه که از خصوصیات دولت نهم می باشد نه تنها بویی از جسارت ندارد،بلکه بیش از پیش به حماقت نزدیک می باشد.

هر چند این بار برای حفظ آبروی از دست رفته هم که شده هنوز مینی بوس ها و اتوبوس های حمل دخترکان سرزمین پارسی بر سر میادین نمایان هستند،اما دیگر خبری از برخورد های زننده نیرو های انتظامی نیست!

در حالی که طرح امنیت اجتماعی بی نتیجه و بی هدف هنوز هم وجودش باعث ضربه به شخصیت نیروی محترم انتظامی است،طرح جدیدی این بار با مشارکت وزارت ارتباطات در دستور کار احمدی مقدم قرار گرفته که آن طرح،طرح تازه و احتمالا مورد تایید 91 درصد مردم ((پلیس موبایل)) است.

طرح پلیس موبایل که در این چند روز اخیر بر سر زبان ها افتاده و کمابیش نیروی انتظامی هم بی میل نشان نمی دهد،مصداق تفتیش عقاید است که در قانون جمهوری اسلامی عملی غیر قانونی(هم از لحاظ عرف هم از لحاظ شرع مقدس!) است و در قانون اساسی هم مستقیم به غیر قانونی بودن آن اشاره شده است.

از طرفی شرکت مخابرات این طرح را اینگونه تشریح می کند که این طرح فقط برای پیام های مالتی مدیا(MMS) است،و قرار نیست در مکالمات و پیام های کوتاه نوشتاری(SMS) از این طرح استفاده شود.

علل اجرای این طرح اینگونه بیان شده که این طرح برای جلوگیری از اشاعه فساد این بار هم در حریم شخصی افراد است!!!توهین به حریم خصوصی همچنان ادامه دارد امیدوارم این بار این کار غیرقانونی اجرا نشود چون ممکن است نتایج این بار غیر قابل جبرانی به ریشه ی نظام جمهوری اسلامی بزند که جبرانش حتی از دست خاتمی ها و آزادی هایشان هم بر نیاید!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 اردیبهشت1386ساعت 9:52 قبل از ظهر  توسط حامد  | 

امسال که نزدیک به بیست سال از فعالیت دانشگاه آزاد اسلامی می گذره،هنوز هدف مشخصی نمی شود از برخورد های گهگاه دمکراتیک و گهگاه دیکتاتور معابانه مسولان این بزرگترین کارخانه آدم سازی از لحاظ جمعیتی برداشت کرد.

دانشجویان در سطوح متفاوت درسی،شاید به مثابه موش های آزمایشگاهی شده اند که در تنه ی پیچیده درخت دانشگاه مجبور به زندگی و معاش هستند بی آنکه خبر از بیرون داشته باشند و بی آنکه حتی تنه ای جوان تر و بهتر را درخواست کنند.رفتار های ضد و نقیض آقایان و آقا گمارده ها به نحوی دانشجویان را گیج و گنگ پرورش می دهد که اگر آن دانشجو را در وسط حیات دانشگاه نابود هم کنیم(چه مادی و چه معنوی) هیچ گاه حتی صدایی هم از آن ها بر نمی خیزد!!!

اجازه های لغو شده مجله های دانشجویی،لغو اجازه های تشکل های صنفی به دلایل از پیش ساخته،عدم پوشش دهی مناسب برای گردش هایی غیر زیارتی،جلوگیری از تعاون مستقیم دختران و پسران و ... همه و همه گواه بر این موضوع است که شاید هدفی در این کار ها نهفته است.

به نظر می رسد مسئولین دانشگاه بر این باورند که اگر دانشجویان را آزاد کنند که به هر کاری دست بزنن ممکن است جایگاه و صندلی آن ها هم به خطر بیافتد،امروز که جناب آقای جاسبی با تمام توان از نیرو ها و دانشجویان این دانشگاه در محافل مختلف دفاع می کند و پس از آن در حرکتی دمکراتیک یک سایت اطلاع رسانی قرار می دهد هیچ گاه با مجوز تشکل های صنفی(توجه شود تنها صنفی!)به راحتی (حداقل با 2-3 سال دوندگی) موافقت نمی کند.

البته شاید این موضوع هم از ترفند های شورای عالی آموزش برای جلوگیری از بیش از پیش به صدا در آمدن دانشجویان در تهران است که دانشگاه آزاد در سطح تهران نباید انجمن اسلامی داشته باشد،نباید مجله ای به راحتی چاپ شود،نباید به غذا اعتراض شود،نباید و نباید و ...

در دانشگاهی که استاد ها،عقایدشان،نحوه نمره دادنشان و ... کاملا مشخص است،شاید تنها دلیل مبارزه نکردن دانشجوها و دفاع از حق پایمال شده خود اعتیادی است که به آرامش و سکون نسبی در دانشگاه توسط هدف گذاری بزرگان این مجموعه بوجود آمده است،عجیب نیست که هیچ گاه نباید بزرگان سیاست را در دانشگاه های آزاد ببینیم،چرا که شاید از این واهمه دارند که آمفی تئاتر های 100 تا 200 نفره هم پر نشود!و شاید عجیب نیست زمانی که یکی از اعضای بلند مرتبه شورای شهر امروز و دیروز به راحتی جلسه ای را در دانشگاه آزاد بر هم می زند و حاضر به وارد شدن در جلسه نمی شود ،حتی لحظه ای صدا هم از کسی بلند نمی شود که آقای ... به چه دلیل شما 100 نفر دانشجو که هیچ کم از دانشجویان سراسری ندارند را به مدت 2 ساعت بر روی صندلی های عجیب و غریب کاشته اید!!!

امیدوارم بالاخره تفاوت ها میان دانشگاه های سراسری و آزاد در وجود همین حد کم از آزادی بیان هم به حد صفر برسد،زیرا هیچگاه از لحاظ تنبیهی دانشگاه آزاد در برابر دانشگاه های سراسری کوتاه نیامده و در معلق کردن دانشجویان و کار هایی از این قبیل برای رسیدن به حد سنوات و دریافت هزینه ها به روز کوتاهی نکرده است!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 19 اردیبهشت1386ساعت 11:16 بعد از ظهر  توسط حامد  | 

16 ام...همیشه به 16ام هر ماه که مرسم میشینم و حساب می کنم چند روز به تولد من مونده،ولی وقتی می رسم به 15 اردیبهشت دوست ندارم 16امش بیاد!!!

دوست دارم همیشه انتظارش رو بکشم،دوست دارم همیشه بشینم و حساب کنم،شاید این حساب کردن بیشتر به من حال می ده تا خود تولد...امروزم 15 ام هست و داره یه سال دیگه از عمری می گذره که هیچی ازش نفهمیدم،یه عمری که رفته و نمی آد!!!خیلی دوست دارم بعضی جاهاش رو برگردونم و بعضی جاهاش رو نه...ولی هر چی باشه فردا قراره روی کیکم حامد + 1 نوشته بشه،حامدی که شاید نسبتاً عدد بزرگی رو کیکش نوشته بشه ولی خیلی چیزها رو هنوز باید از دیگران یاد بگیره...!

حامدی که تنهایی رو دوست داشت،حالا معتاد یه عالمه آدم شده که از پشت نوشته هاشون هم، می تونه دستاشون رو بگیره و گرمای چشاشون رو حس کنه!!!

امسال باید رو کیک حامد بنویسن حامد + 1 + یه شیرین و یه بارونک و یه کژدم و یه بوی خاک و یه پرققنوس ویه حامد خان و سامیک و ...! امسال خیلی چیز ها،خیلی دوستا،خیلی لحظه ها عوض شده!

با همه این احوال فردا ساعت 1 صبح یه بار دیگه قراره از نو شروع کنم!!! یه بار دیگه قراره حامد رو ریست کنن،از صفر،از نو،شاید هم از آغاز یه خونه دیگه بسازه که باید یک ساله تحویلش بده،یه خونه که آخر سال یا اینقدر کجه که دیگه نمی شه روی اون خونه ای اضافه کرد و باید کوبیدش و از اول ساخت همه چیز رو یا انقدر خوب و محکم ساخته شده که می شه به عنوان پی ازش استفاده کرد!!!

معمولا آخر سال درصد رضایت از عملکرد سالیانه رو اعلام می کنن،منم اگه درصدی بخوام اعلام کنم،می تونم حدود 60% بگم،شاید کم باشه ولی بهتره به خودم کم بدم تا سال دیگه بهتر کار کنم،بهتر آجر بچینم،بهتر ...!

خیلی از دوستام رو هم شاید لازمه اسمشون رو بیارم،چون یه سال، شب و روز صداشون و دستشون و خنده هاشون آروم بخش زندگی پر از تلاطمم بود!!!

شاید ستاره،شیرین،گلی،پریما،پریسا شهامت با خوبی هاشون ،خیلی چیزها رو به من نشون دادن،خوب هایی که هیچ وقت کمک هاشون رو فراموش نمی کنم...!

و امین و ناصر و رضا و معین و امیر که شاید فقط بتونم بگم فداکارترین های زندگی من بودن بعد از پدر و مادرم که تونستن آدمی با خصوصیات من و تحمل کنن و دوستای خوبی مثل حامد آقای قنبری،آقا مهدی رحیمی و  محمد جان یزدان پناه...!

آخرش هم کسایی مثل مریم،دانیال،نهال،علی حکیم و خیلی افراد هستن که اسمشون و یادم نمی ره چون خوبی هاشون هنوز زیر دندون هام هست!!!

راستی دانیال جان تولد گذشته تو هم مبارک!!!

در آخر هم اگه هم اسم کسی فراموشم شد،تو رو خدا ببخشتم!

امیدوارم سال دیگه بیشتر اسم داشته باشم واسه تشکر کردن!!!

+ نوشته شده در  شنبه 15 اردیبهشت1386ساعت 2:16 بعد از ظهر  توسط حامد  | 

سلام بر دوستان غر غروی خودم....!!! بابا ما دو روز نبودیم،تو دانشگاه،تو تاکسی،تو اینترنت پر شده بود از این که بابا چرا آپ نمی کنی،خدا وکیلی خودم دیگه مونده بودم چر آپ نمی کنم ولی دیشب بالاخره فهمیدم،آقا این طرح جدید امنیت اجتماعی رو که حتما دیدین به همون علت،این آقاها(همون سرهنگ ها) که می ایستن آدم ها رو یکی یکی با زبون ملایم و خوش راهنمایی می کنن به سمت مینی بوس که همه رو ببرن سینما و شهر بازی و ... رو حتما دیدین...دیشب یا به نوعی دیروز عصر از در متروی صادقیه اومدم بیرون،یکدفعه چشتون روز بد نبینه 4 تا سرهنگ،1 عدد سردار،یه سرتیپ،دو عدد خانم با درجه نامشخص(احتمالا فوق دیپلم در کماندویی) و چهارده سرباز به نیت چهارده معصوم با دو عدد مینی بوس،یک عدد لنکروز... با هم قاطی می کنین و می ذارین تفت بخوره(اوه اوه این که برنامه آشپزی بود!)

همین جور که ما می رفتیم اون ها هم دنبال ما می اومدن البته با چشاشون،همین جور که دقت می کردم،روش های جالبی دیدم،این پسر ها رو می گرفتن (حالا نگیر کی بگیر!) می گفتن دست ها بالا،اگه می بردی بالا و لباستم خدای نکرده،زبون حامد لال و ... می رفت بالا و یه چیز هایی تو بدنت معلوم می شد(همونی که اولش ن... داره)چنان با احترام طرف را به سمت مینی بوس می بردن که دیگه روش نمی شد بگه بابا من این لباس و از شابدالعظیم خریدم!!!

به هر حال من تو این مدت به مسائلی پی بردم که به شرح ذیل ارائه می کنم که برای حل مشکل امنیت اجتماعی و از میان بردن تمام معتادین و برداشته شدن تحریم ها و ... مفید می باشد(اصلا مشکل اینجا بوده این سید محمد گیر داده بود به گفتگوی تمدن ها!!!خیلی کوته بین بوده می باشد)

 

برای مردان:

 

1)پیراهن آستین بلند حتی المقدور تا زیر زانو(یه چیز تو مایه های مانتو های این خانم های الان!!!)

2)شلوار پارچه ای با مارک  دو کوهه ،اگر به طرز فجیعی خاکی یا پلنگی بود بهتر هم می باشد

3)مو تا مقداری کوتاه که این شانه های قرمزی که تو جیب جا می شن و خوراک ... هاست تو موهاتون نره(یه چیز تو مایه های احمدی نژاد و دیدین که؟حالش خوب بود؟به سلامتی!)

4)تسبیح،یک عدد حاجی،یک عدد سید ،یه عالمه ریش هم الزامی می باشد!!!

 

برای نسوان (البته دخالت نمی کنم تنها پیشنهاد می باشد):

 

1)دو عدد مانتو که روی هم بپوشند اولی تا زیر قوزک پا و دومی می تواند تا بالای قوزک پا هم باشد!!!

2)4 دست جوراب که کاملا تیره باشد،دو تای آن رو از طرف پایین سوراخ می کنید و روی دست می کشیدو دو تای دیگر را به پا می کنید

3)دو عدد کفش ساق بلند که حتی المقدور پاشنه هم نداشته باشد

4)چادر ،عینک ته استکانی(برای معلوم نشدن چشم خدای نکرده!!!)،مقنعه تا کمر،یک عدد دماغ بزرگ تا چادر را به آن گیر بدهیم!!!

5)البته برای خانم ها سبیل هم مستحب موکد می باشد!!!

 

آقا شما  اینا رو گوش کن اگه گرفتنت بیا بزن تو گوش حامدُچه خیالیه می خوای یه ماه اینجوری بگردی بعدش خودشون حال ندارن تو گرمای تابستون بیان دنبالت دیگه با لباس راحتی بیاُاین یه ماه و تو رو خدا مواظب باشین!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 اردیبهشت1386ساعت 9:31 قبل از ظهر  توسط حامد  |